|
|
|
|
|
شنبه 18خرداد: گروه2:اتریش،کرواسی،آلمان ،لهستان كلاگن فورت، كرواسي - آلمان )ساعت 20:30) گروه4:اسپانیا،روسیه،یونان،سوئد مرحله یک چهارم نهایی پنچشنبه 30خرداد 25-تیم اول گروه A-تیم دوم گروه B(ساعت 23:15) جمعه 31خرداد 26-تیم اول گروه B-تیم دوم گروه A(ساعت 23:15) شنبه 1تیر 27-تیم اول گروه C-تیم دوم گروه D(ساعت 23:15) یکشنبه 2تیر 28-تیم اول گروهD-تیم دوم گروهC )ساعت23:15) مرحله نیمه نهایی چهارشنبه 5تیر 29-برنده بازی25-برنده بازی26(ساعت 23:15) پنجشنبه 6تیر 30-برنده بازی27-برنده بازی 28(ساعت 23:15) فینال یکشنبه 9تیر -برنده بازی 29-برنده بازی 30)ساعت 23:15) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 15:19 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
باد نوروز وزیده است به کوه وصحرا جامه عید بپوشند چه شاه وچه گدا
سال جدید هم از راه رسید .امیدرواریم سال جدید سالی پر ازخبرهای خوش باشد . اولین اتفاق جالب سال حذف روزنامه وزین خبر ورزشی بود که خیلی ها راشگفت زده کرد هرچند این روزنامه بعضی از مواقع باعث جنجالهایی می شد اما نبودش خیلی با حال نیست خبر ویژه دیگر امسال نیز شکایت مسولان بایگانی وثبت اسناد شیراز ونیروی انتظامی از مهران مدیری است که به خاطر سریال عیدش به بعضی ها برخورده است خصوصا تکیه کلام "به به "که میگویند مقامات بالا در دیدار با شاعران کفته اند وکلی بحث بر سر این مسایل به وجود امده به صورتی که حتی یک قسمت از سریال نیز سانسور شد که قرار بود حسینیان در جمع شاعران باشد حالا باید منتظر اتفاقات دیگر در این خصوص وخبرهای تکمیلی باشیم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 15:54 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 11:14 توسط
|
||
|
|
|
|
|
افشين قطبى اصلاً دوست ندارد در خصوص تيم ملى از وى سؤالى پرسيده شود اما وقتى همه روزنامه ها تيتر بزنند «قطبى سرمربى تيم ملى شد» ما نمى توانيم به سادگى از كنار اين موضوع عبور كنيم. سرمربى پرسپوليس در آخرين اظهار نظر خود به ابرار ورزشى گفت: من فقط در روزنامه ها خواندم سرمربى تيم ملى شده ام. اين موضوع واقعيت ندارد چرا كه هنوز هيچ چيز قطعى نشده است. البته افتخار مى كنم كه در رأس اخبار رسانه ها قرار دارم. آرزوى هر مربى اى است كه يك روز سرمربى تيم ملى كشورش شود. وى اضافه كرد: زمانى كه در خارج از كشور به سر مى بردم، تمام انگيزه و هدفم اين بود كه روزى به ايران برگشته و به فوتبال مملكت خود خدمت كنم. كاشانى اين فرصت خوب را در اختيار من گذاشت و حالا فدراسيون فوتبال تشخيص داده افشين قطبى مى تواند يكى از گزينه هاى سرمربيگرى تيم ملى باشد كه اين موضوع براى من خيلى ارزش دارد.اگر فدراسيون بخواهد با كمال ميل به تيم ملى مى روم در غير اين صورت تا ۱۰ سال آينده حتماً سرمربى تيم ملى كشورم خواهم شد. قطبى در ادامه خاطر نشان ساخت: در حال حاضر تمركز خود را روى پرسپوليس گذاشته ام. من به هواداران قول قهرمانى داده ام و حتماً به اين وعده خود عمل خواهم كرد. هرچند از بارسلونا، رئال مادريد و منچستر هم اگر ۶ امتياز كسر كنند آنها ديگر قهرمان ليگ كشور خود نخواهند شد! ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 11:19 توسط
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 15:25 توسط
|
|
||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:4 توسط
|
|
||||||
|
|
|
|
|
استقلال با تمام جنجال هايش، با تمام بازيكنان ريز و درشتش و حتى با وجود فيروز كريمى كه مربى كارآمد و آقاى طنز جامعه فوتبال ايران است اما با حضور خاص ناصر حجازى اعتبار بيشتر و متفاوتى مى يابد. مرد هميشه خوش تيپ آبى ها يكشنبه بعد از ظهر در ورزشگاه طلوع (شمال غرب تهران) حاضر شده بود تا نظاره گر تمرينات باشد. فرصت را غنيمت شمرديم و از وى درخواست مصاحبه كرديم كه از ما اندكى فرصت ،طلب كرد چرا كه مى بايست در جلسه كادر فنى شركت مى كرد. او رفت و ۱۵ دقيقه بعد بازگشت. • آقاى حجازى! سال هاست شما را مى شناسيم. به همين خاطر از رنگ رخسارتان پى به اوضاع و احوال شما مى بريم. مثل اينكه از كسى و جايى دلخور هستيد. درست است؟ - بالاخره در اين روزگار ذهن آدمى آنقدر مشغول است و درگير كه حتماً لزومى ندارد از كسى دلخور باشيد تا چهره تان موردى را عيان كند. با اين حال حدس شما درست است! • دوست داريم هر آنچه را كه خودتان صلاح مى دانيد بيان كنيد. - حجازى اگر حجازى شده به خاطر همين مردم كوچه و بازار بوده است. محبوبيتى اگر دارم مديون اين عزيزان هستم. اين را هم فراموش نكنيد كه محبوبيت فراتر از شهرت است. • بارها از خود شما شنيده ايم كه عده اى علاقه اى به اين محبوبيت حجازى ندارند و در هر فرصتى كه به دست مى آورند مقابل اين اسم مى ايستند. - غير از اين نيست. خوشبختانه محبوبيت من دچار گذر زمان نشده و نيك مى دانم هر چه هست، به خاطر لطف خداست. تيم من زمانى كه حتى دهم يا دوازدهم بوده، هواداران به من بى احترامى نكرده و حتى تشويقم كرده اند. همين مورد است كه برخى آقايان نمى توانند آن را قبول كنند. • بر كسى پوشيده نيست كه رابطه ناصر حجازى با مردم رابطه صميمى و جالب توجهى است. اين را هم نيك مى دانيم كه بهترين موقعيت ها را در زندگى براى پولدار شدن به دست آورده ايد اما با شناختى كه از زندگى ناصر حجازى داريم مى دانيم او وضع نسبتاً خوبى دارد با اين حال مثل اغلب همدوره اى هاى خود كه اسم و رسم او را ندارند به قول معروف ميلياردر نيست. چرا؟ - از خدا ممنون هستم كه پول را در نظر من مهم جلوه نداده است. معنويت براى من در اين عالم فانى برتر از هر مورد ديگرى است. باور كنيد اگر دنبال پول مى رفتم براى هفت پشت خود هم سرمايه كلان جمع مى كردم. • با همه اين تفاضيل برخى بر اين عقيده هستند كه ناصر حجازى به خاطر پول به استقلال تهران بازگشت. - كارى به عقيده اين آقايان ندارم. شغل من مربيگرى است كه نتيجه آن هم كسب درآمد مالى بوده و هست. گفتم براى پول اهميتى قائل نيستم اما نگفتم كه به پول احتياجى ندارم، اگر هم قبول كردم كه در استقلال باشم به خاطر شخص على فتح الله زاده بود. • ظاهر امر چنين نشان مى دهد كه بازگشت ناصر حجازى به استقلال تهران باعث لطمه خوردن اعتبار فنى وى شده است. شما چه نظرى داريد؟ - افراد كاردانى كه از اصل ماجرا باخبر هستند، نيك مى دانند كه چه بلايى سر من آمد. • توضيح مى دهيد؟ - تيمى را تحويل گرفتم كه متحول شده بود. چند بازيكن كليدى آن رفته بودند و قرارداد چند نفر ديگر هم به پايان رسيده بود. با اين حال كار را شروع كردم. مى دانستم كه پروسه سخت و طاقت فرسايى را پيش رو دارم. به همين خاطر قرارداد يك ساله بستم تا اول اوضاع اين تيم متحول شده را رو به راه كنم. • اما نشد. چرا؟ - چون هيأت مديره استقلال فوتبالى نبودند. مدام براى من شرط مى گذاشتند كه مايه تأسف بود. آخر سر هم طاقت نياوردم و خودم به روى سكوها رفتم و تيم را از آنجا هدايت كردم تا دست از سرم بردارند. به چشم خود نيز ديديد كه چند بازى آخر را قبل از آمدن فيروز كريمى بردم. • در اين اوضاع و احوال چرا فيروز كريمى را پيشنهاد داديد؟ - چون دلم براى استقلال مى سوخت. مى دانستم آقايان، حضور حجازى روى سكوها را هم تحمل نمى كنند و مدام دنبال بهانه هستند. به همين خاطر و براى اينكه از آسيب ديدن استقلال جلوگيرى كنم فيروز كريمى را پيشنهاد دادم. • حاشيه اى از اين بابت به وجود نيامد؟ - نه اما يك نكته عجيب در اين بين براى من سؤال برانگيز شد. • چه نكته اى؟ - زمانى كه من استقلالى هاى كاربلد را براى حضور در تيم به مديريت باشگاه پيشنهاد دادم، هيأت مديره بهانه آورد. • لطفاً كاربلد ها را نام ببريد و به بهانه هيأت مديره هم اشاره اى داشته باشيد. - صادق ورمزيار، اصغر حاجيلو، رضا احدى، مجيد نامجومطلق و رضا رجبى. آقايان بهانه آوردند كه احدى و نامجومطلق چون به پرسپوليس رفتند متعصب نيستند. • اين را كه قبلاً هم گفته بوديد. پس از چه چيزى تعجب كرديد؟ - از اينكه وقتى فيروز كريمى و ساكت الهامى به استقلال آمدند هيأت مديره محترم از استقلالى نبودن آنان ايرادى نگرفت و حرفى هم از تعصب به ميان نيامد. با اين حال قدم هر ۲ عزيز روى چشم من جا دارد. • به نظر خودتان تيمى كه تحويل كريمى داديد تيم خوبى بود؟ - بله! هرچند استقلال در بهترين شرايط بسر نمى برد اما وضعيت خوبى داشت. تيمى كه تحويل فيروز كريمى دادم تيمى دونده و باانگيزه بود كه چند بازى آخر خود را با پيروزى پشت سر گذاشته بود. • و اما بحث تيم ملى! چرا هرگز پيشنهادى در سطح ملى به شما داده نشد؟ - اتفاقاً ۳ پيشنهاد ملى داشتم؛ تيم هاى ملى بنگلادش، پاكستان و نپال. • منظورمان تيم ملى ايران است اما تيم هايى كه از آنان هم نام برديد برايمان جالب بود. چه زمانى اين پيشنهادها ارائه شد؟ - زمانى كه سرمربى محمدان بنگلادش بودم، مشترى زياد بود اما هرگز از تيم ملى ايران پيشنهادى نداشتم. • چرا؟ - چون از جمله معدود مربيان ايرانى بودم كه كارنامه موفق بين المللى با يك تيم غيرايرانى هم داشتم چون آخرين كسى بودم كه قبل از لوكا بوناچيچ توانسته بود يك مقام نايب قهرمانى در رقابت هاى باشگاهى آسيا براى ايران به ارمغان بياورد اما با همه اين تفاصيل كسى ناصر حجازى را تحويل نگرفت. • غير از اين موارد آيا دليلى منطقى براى اين كار وجود داشت؟ - به جرأت مى توانم ادعا كنم كه دليلى وجود نداشت. نزديك به ۴۰ سال در اين فوتبال بوده ام كه حدود ۲۰ سال آن را مربيگرى كرده ام. چه در دوران بازيگرى و چه در دوره مربيگرى عملكرد ضعيفى نداشتم و افتخارات قابل توجهى كسب كردم. در حالى كه ۲۹ سال داشتم، دروازه بانى را در اوج كنار گذاشتم. با اين حال باور كنيد مثل پيتر شيلتون مى توانستم تا ۴۰ سالگى درون دروازه بايستم و خيلى از ركوردهاى ملى در سطح آسيا و حتى جهان را جابجا كنم اما من را كنار گذاشتند تا به خيال خودشان محو شوم. البته كه محو نشدم و كنفدراسيون فوتبال آسيا واقعيت ها را كشف كرد. همين كنفدراسيون بنده را با وجود اينكه از طرف آقايان حمايتى نشده بودم به عنوان دومين دروازه بان قرن آسيا انتخاب كرد. همين براى من كافى است. • دوست داشتيد سرنوشت شما جور ديگرى رقم مى خورد؟ - كاش زمانى كه به منچستريونايتد رفتم، حضورم در اين تيم به خاطر مسائلى غير از مسائل فنى و انضباطى به مشكل نمى خورد. با اين حال خوشحالم كه همچنان روى پاى خودم ايستاده ام و روزى حلال از خدا طلب مى كنم. همين امسال مى توانستم با نشان دادن چراغ سبز به دلال ها در بازار نقل وانتقالات ۵۰۰ ميليون تومان درآمد داشته باشم اما چنين نكردم. چون اسم خود را باارزش تر از اين پول ها مى دانم. همين اخلاق من نيز باعث شده تا شكر خدا، همسر، اولاد، داماد و نوه سالمى داشته باشم. • برگرديم به استقلال. شنيده ايم بعد از اينكه مدير فنى شديد، قصد جدايى داشتيد. - بله مى خواستم اما فتح االله زاده اجازه نداد. • نظر شما راجع به طنزهاى فيروز كريمى چيست؟ - اين موارد به خود وى مربوط مى شود و اما به عنوان يك برادر بزرگتر بايد به فيروز بگويم كه امكان دارد بعضى ها از اين طنزها سوءاستفاده و براى او و استقلال تهران حاشيه درست كنند. • ذهنيت فعلى شما از امير قلعه نويى؟ - در خانه من مثل هميشه به روى او باز است. اگر امير را ببينم، برخلاف حرف و حديث هايى كه وجود دارد رويم را از وى بر نمى گردانم. • مصاحبه جنجالى شما ۲ نفر عليه يكديگر اما بيانگر موارد ديگرى است! - اين مصاحبه ها به گذشته تعلق دارد. اشتباهى بود كه ديگر تكرار نخواهد شد. • از مرفاوى دلخور هستيد؟ - در عالم رفاقت نه اما در عالم فوتبال، منتقد او هستم. وقتى با صمد مرفاوى و منوچهر بهمنى فصل جديد را شروع كردم، تنى چند از دوستان مطبوعاتى به عنوان مشاور به من گفتند كه شما ۳ نفر به درد يك تيم نمى خوريد اما قبول نكردم كه حالا پشيمانم. كاش حرف همكاران شما را گوش مى كردم. در اينكه مرفاوى و بهمنى كاربلد هستند، شكى نيست اما متأسفانه همكارى ما ۳ نفر به نفع استقلال نبود. • كمى هم در مورد تيم ملى گپ بزنيم. نظر شما راجع به خاوير كلمنته اسپانيايى چيست؟ - در ابتدا بايد بگويم روزى كه مربيان را براى نظرسنجى دعوت كردند تا خرد جمعى به راه بيندازند، به دور و برى هاى خود گفتم كه حركت بيهوده اى است. آخرسر هم ديديد كه انتخاب سرمربى خارجى برخلاف نظر مربيان داخلى صورت پذيرفت و اما كلمنته! او كه سهل است اگر فرگوسن كه بهترين در دنياست بتواند بيايد و در ايران شموشك را ششم جدول كند من گور خود را با دستانم حفر مى كنم. • بيشتر توضيح مى دهيد؟ - نمى دانم چرا پول بيت المال را به پاى مربيان خارجى مى ريزند؟ اينكه كلمنته دانش دارد درست اما شرايطى كه برايش تعيين مى كنيم جالب نيست. به جاى قرارداد ۳ سال بايد با وى قرارداد ۶ ماهه ببنديم و اگر مؤثر بود، ۶ ماه ديگر تمديد كنيم، نه اينكه به يكباره با اين اسپانيايى ۳ ساله امضا كنيم. عجيب اينكه شنيده ام وى ادعا كرده فقط براى مسابقات و گاهى براى تمرين به ايران مى آيد. بايد به عرض كلمنته برسانم كه ايران جاى خوش گذرانى نيست. زمانى كه در بنگلادش بودم سالى فقط ۲ هفته مرخصى داشتم. • حرف آخر؟ - سرزمين ايران در هميشه ايام بهترين نيروها را داشته اما متأسفانه در اغلب اوقات، توجه به اين نيروها آن چنان كه بايد نشده كه مثال زنده آن همين بى توجهى به مربيان وطنى و استخدام يك مربى اسپانيايى با شرايط عجيب و غريب آن هم به مدت ۳ سال متوالى است. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 13:53 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
قار قار...صدای کلاغ می اید. باز هم مثل همان روزهای پاییزی کودکی مان صدای کلاغ درحیاط می پیچد بالای همان درختهای سپیدار که سر به اسمان ساییده بودندهیچ وقت ازیادم نمیرود،سرمای پاییزو یخ بستن اب حوضی که هنوز هم توی حیاط هست ومن وبرادرم شال وکلاه میکردیم وتوی حیاط دنبال هم میدویدیم، پشت درختها قایم موشک بازی میکردیم ومادر ،مادری مهربان ودلسوزکه حالا ازتصویرچهره اودرذهن من به جزابری وغباری باقی نمانده است باسروصدا از پشت پنجره فریاد می زد"اهای مواظب باشید زمین نخورید،زودتر بیایید تو هواسرده..." وپدر که بعدازظهرخسته وبی حال به خانه می امدباانکه رمقی در وجودش نمانده بودبالبخند دربرابرخواسته ها ونیازهای ما تسلیم میشد... وگذر زمان مارا بزرگ میکرد یکروز کیف به پشت باکت های خاکستری رنگی که روی یقه ان رابا پارچه سفید می پوشاندیم به دبستان رفتیم وشدیم دانش اموز. سالها میگذشت تا این که روزگار روی ناملایم خودرابه مانشان داد ودریک بعدازظهر پاییزی درحالی که صدای کلاغ از بالای سپیداربلند خانه می امد پدر ناباورانه باماخداحافظی کرد،درحالیکه چشمان شرمسارش به مادر دوخته شده بود،مادری که ازفرط ناراحتی وگریه گونه ها یش قرمزشده بود وپدر جان داد... به سالی نکشید که مادر بی پناه ما به دنبال شوهرش عازم ان دنیا شدودست تقدیر من وبرادرم را از هم جداکردوهرکدام برای تامین اینده به سویی رفتیم. چند سال طول کشیدتاتوانستم به زندگی سروسامان بدهم وبعدبادختر یکی ازهمسایگان قدیمی ازدواج کردم وچند سال بعد فرزندانی امدند که دیگر توانستم بابودن انها احساس راحتی کنم وزندگی به گل نشسته من پس از مدتها رنگ ارامش را به خود دید وچند سال بعد فرزندانی که ازدواج کردندونوه ها به دنبال ان امدند. نوه هایی که درسرمای پاییزی توی همان حیاط کنار حوض وسپیدارها دنبال هم می دویدند وزندگی میگذشت. یکروز بعدازظهراحساس دردشدیدی درناحیه قفسه سینه کردم وخوابیدم،خوابیدنی که دیگربیداری نداشت،اری دفتر زندگی من بسته شده بودومن باید باهمه چیزهاوهمه کسانی که داشتم خداحافظی می کردم. خودم درمراسم غسل وتدفین خودحاضر بودم تا اینکه دفنم کردند،کابوسهای من تازه شروع شده بود،سوالاتی که جواب بعضی هایش رابلد نبودم،کارهای مخفی که کرده بودم وگویا یک خبرچین خاین در همه ان لحظه ها بوده ومرا لو داده است دلم می خواست ان لحظا ت هرچه زودتر بگذرد اگر میتوانستم چشمهایم را می بستم وان لحظه ها را هرگز نمیدیدم. یکی از کسانی که زودتر از من مرده بود بامهربانی گفت: اجازه بگیر واین جمعه نزدخانواده ات بروشاید خیری به تو برسد ومن به شکل پروانه ای به بالای درخت سپیدارخانه رفتم. ان هفته برایم ختم گرفته بودند ومن بعد از بازگشت باسری بالا به سرزمین ارواح برگشتم،تا چند هفته اوضاع خوب بود تااینکه بعداز مدتی گویافراموشی به سراغ بازماندگان امد ومن هرهفته به شکل همان پروانه به خانه می رفتم وناامید بر می گشتم. ان هفته هم اخر هفته با ناامیدی بالای درخت سپیدار نشسته بودم،نوه کوچکم مشغول بازی بود،من حواسم به او بود واصلا توجهی به مارمولکی که با سرعت به طرفم می امد نداشتم واودر یک لحظه مرا به دهان گرفت وبلعید واز انروز به بعد شدم یک مارمولک. دیگر نمیتوانستم به عالم ارواح برگردم، غذایم شده بود حشرات،چه کسی می توانست تصور کند منی که یکروز توی این حیاط می دویدم وزندگی میکردم حالا مارمولک خانه خودم شده بودم همان مارمولکی که یک روز نوه کوچکم با دیدنم جیغی کشیدوبقیه هرچه که داشتند برایم پرت میکردند تا مرا بکشند اما از دستشان در رفتم. تا مدتی زندگی مارمولکی ام میگذشت، روزی درکمین عنکبوتی بودم که او را شکار کنم وبخورم،اما ناگهان دیدم درهوا هستم بله کلاغی مرا شکار کرد وبالای درخت سپیدار برد وخورد وبعد هم از ته سیری قارقاری کرد وزندگی جدید من در قالب کلاغ اغاز شد. روزهای سرد پاییز از بالای درخت سپیدار به زندگی نوه هایم می نگرم. قارقار....صدای کلاغ می اید حالا میدانید این کلاغ چه کسی است؟اگر بالای درخت سپیداری این صدا را شنیدید به طرفش سنگ پرت نکنید.شاید من باشم،منی که روزی باشما ودر میان شما زندگی میکردم...مادری داشتم که دلش برایم پر می کشید وبرادری که در سرزمین ارواح زندگی می کند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 18:46 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
با مشخص شدن گروهبندي تيمها در مرحله نخست رقابتهاي جام ملتهاي ۲۰۰۸اروپا، برنامه ديدارها نيز كه قرار است از ۷تا ۲۹ژوئن برگزار شود، اعلام شد.
بهگزارش روز يكشنبه ايرنا بهنقل از خبرگزاري فرانسه ، در ديدار افتتاح اين دوره از رقابتها كه روز ۷ژوئن ۲۰۰۸در بازل برگزار ميشود دو تيم سوييس و جمهوري چك به مصاف هم ميروند. سوييس و اتريش ميزبان مشترك اين مسابقات هستند. (تاريخ، شماره مسابقه، محل برگزاري، تيمها) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 14:13 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
رقابتهاي جام ملتهاي اروپا "يورو " ۲۰۰۸امروز در لاسرن سوييس قرعهكشي شد كه در گروه سوم تيمهاي ملي فوتبال فرانسه و ايتاليا همگروه شدند.
بهگزارش ايرنا بهنقل از خبرگزاري فرانسه، نتيجه قرعه كشي به شرح زير است: ايتاليا و فرانسه كه فينال جنجال برانگيز رقابتهاي جام جهاني ۲۰۰۶را در برلين برگزار كردند، يك بار ديگر روبروي هم قرار خواهند گرفت. دو تيم در مرحله مقدماتي پيكارهاي يورو ۲۰۰۸نيز همگروه بودند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 14:0 توسط
|
|
||